کد خبر : 6979
Print Print Print

پای ضیافت شهدا

دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۴

گفتگو با مادر شهيد رضا طزري

Image titleسربداران نیوز/مدت ها بود كه به دنبال فرصتي براي صحبت با يكي از مادران شهداي فاطميه بودم كه هفته مادر بهترين فرصت براي اين ديدار شد ناخودآگاه فكرم به سمت مادر شهيد رضا طزري رفت دوست داشتم تا در خصوص سرگذشت زندگي اين شهيد عالي قدرصحبتي داشته باشم مادري كه 27 سال منتظر برگشت پسرش بود ستاد مفقودين كل كشور  اميدهاي زيادي در خصوص اسير بودن رضا به او داده بود ثانيه ها رابراي برگشت پسرش مي شمرد تا اينكه بعد از سال ها چشم انتظاري مدتي پيش خبر شهادترضا را به او دادند و همزمان با ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در سبزوار تشييع شد.

ساعت 6 بعد از ظهر به منزل اين شهيد رفتم  اين مادر فرزانه كه فرسودگي در چهره اش موج مي زد خوش آمد گويي گرمي با من داشت خوشحال بودم كهمهمان ناخوانده شهيد طزري بودم نمي دانستم از كجا و چگونه سر صحبت را با او بازكنم البته ناگفته نماند كه اين چندمين دفعه بود كه قصد داشتم گفتگويي با او داشته باشم اما مي ترسيدم با يادآوري خاطرات پسرش وضعيت حال او دگرگون شود اما اشتياقعجيب اين مادر شهيد انرژي مثبتي به من داد خوشحال بود از اينكه هنوز جواناني هستندكه ياد و خاطره شهدا را فراموش نكرده اند.   

مادر شهيد رضا طزري در خصوص سرگذشت زندگي  پسرش گفت: سال61بود با حمله عراق به ايران تاب و تب پسرم براي رفتن شدت گرفت هرگز مانع رفتنش به جبهه نمي شدم خصوصيات اخلاقي خاصي داشت 5 ساله بود كه شروع به نماز و قرآن خواندنكرد استعداد نافذي داشت با گذشت زمان مي دانستم كه او قدم در راهي خواهد گذاشت كه برگشتي در آن نخواهد بود 16 ساله بود از هر فرصتي براي كمك به رزمندگان اسلام استفاده مي كرد تا اينكه با رفتنش به جبهه در سال 62 در عمليات والفجر3 در مهران به آرزوي ديرينه خود  يعني شهادت رسيد.

آيا شما ممانعتي براي رفتنش به جبهه نكرديد؟

وقتي هدف مشخص باشد حتي اگر ممانعتي هم از سوي والدين صورت گيرد همهبي فايده است من مادرم و احساس دارم هدف و راهش با اينكه هرگز به زبان نياورد درچشمانش موج مي زد با اين حال دخالتي در رفتن او نداشتم يادم هست يك روز از اوپرسيدم چه كاري از دست تو در جبهه ساخته است بمان و به درس خواندنت ادامه بده گفت حداقل يك ليوان آب  مي توانم دست رزمندگان اسلام كه بدهم.

در مورد خصوصيات اخلاقي فرزند شهيدتان برايمان بگویيد؟

رفتار بسيار خوبي داشت نه تنها با ما بلكه سال ها بعد از شهادتش اين رفتار حسنه او را از فرمانده اش شنيدم هرگز دلبسته مال دنيا نبود بچه بود كه برايشدوچرخه اي خريده بوديم بعد از مدتي ديدم اين وسيله گل الود است گفتم، ميوه دلم،انتظار دارم بيشتر به دوچرخه ات برسي آبي به آن بگير و تميزش كن رضا در جواب گفتمادر اگر تميزش كنم "دلبسته آن مي شوم " در فكر فرو رفتم كه با اين سن وسال كم  چرا اين حرف را زد ، اين صحبت مي تواند "تلنگري باشد برايافرادي كه حاضرند به خاطر مال دنيا حاضرند هر كاري انجام دهند حتي به قيمت شكستندل يك مادر....."

پس از خبر مفقودي پسرتان شما براي پيدا كردنش چه كارهايي انجام داديد؟

بعد از اين خبر سال ها در شهرهاي مختلف به دنبال جنازه پسرم مي گشتم هيچ چيز دستگيرم نشد  سخت است مادري 28 سال چشم انتظار فرزندنش باشد با آوردن هر شهيدگمنامي مي گفتم اين حتما پسر من است نمي دانستم اسير است و يا در همان 30 سالگذشته به شهادت رسيده،  بااين حال اميدم را هرگز از دست ندادم تقريبا سه سال گذشته به بهانه رفتن به دكتر سفري به تهران داشتم آنجا به ستاد مفقودين كل كشور رفتم كه گفتند صد در صد پسرتان اسير  است در اين سالها خوشحال بودم كه بالاخره جگر گوشه ام را بعد از 28 سال ملاقات خواهم كرد تااينكه بعد از يكسال از اين موضوع، خبر شهادتش را برايم آوردند و اينطور شد كه رضايم در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تشيع و به خاك سپرده شد.

بعد از سال ها چشم انتظاري و بلاتكليفي به يك آرامش خاطر دست يافته ايد از احساستان بگویيد؟

دلتنگش هستم دلم براي صدايش تنگ است ولي از اين بابت خوشحالم كه مادرشهيدي هستم كه جزو افتخارات اين ملت است رضا با شهادتش سربلندي دنيا و اخرت را به خانواده اش هديه داد و امروز با افتخار سرم را بالا مي گيرم كه هديه كوچكي را درراه اسلام داده ام .

اين هفته بزرگداشت مقام مادر است روز مادر كه مي شود قطعا فرزندانتان به ديدن شما مي آيند جاي خالي او را احساس مي كني ؟

البته، هر مادري آرزو دارد تمام بچه هايش كنارش باشند اما تقديراينطور خواست و به شهادت رسيد تنها كه مي شوم درد دل زيادي با عكسش مي كنم  اين درد دل ها گفتني نيس رضا فقط خودش مي داند كه اين دل من از دورياو چه مي كشد.... بعد از اينكه خبر شهادت فرزندم را به من دادند براي  داغ فراغي كه سال ها با آن دست و پنجه نرم كردم اشك ريختم همانطورخوابم برد كه در خواب پسرم دست بر چشمانم كشيد و گفت مادر جان توقع گريه ندارمنگفتم مي روم تا با شهادتم راه  كربلا را براي عاشقان ابا عبدا...باز كنم امروز بايد خوشحال باشي كه "فرزندنت خجالت زده فاطمه زهرا(س)نيست" مادر به هدفم رسيدم.

اگر وصيت نامه هاي شهدا را بخوانيد مي بينيد كه هر كدامشان سفارش به حجاب كرده اند كه" خواهرانم زينب وار باشيد چرا دل امام زمان(عج) و شهدا رابا بي حجابي خود مي شكنيد " هستند شهدايي كه حتي فرزندان خود را نديدند مگراينها آرزو نداشتند./صدای ملت

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
ایثاروشهادت

افتتاح نمایشگاه جلوه های ایثار در دانشگاه حکیم سبزواری

شهید نظیف:می‌روم تا بعضی‌ها خجالت بکشند/احمد، «علی اصغر» من بود

واکنش رهبرانقلاب پس از خواندن وصیت‌نامه شهید باغانی

پای ضیافت شهدا

دوچاهی سکویی برای عروج افلاکیان

سردار محمدیانی؛ شهیدی که لازم است دوباره شناسانده شود

درسي بايدگرفت

شهید مظهری، ورزشکاری مخلص

سلاح مان در برابر گلوله ها الله اکبر بود

زندگی نامه شهید علی اصغر کلاته سیفری

آن روز بارانی

شهیدی که ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺻﺪﺍﻡ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﻭ ﻧﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ

مثل دریا

دشمن از طریق عوامل نفوذی سعی درخدشه دار کردن وحدت دارد

بازماندگان " گروه اخلاص " روایت می کنند / شهدای کربلای هویزه ، شهدای اخلاص ، اقتدار و ایثار بودند

تعداد جان باختگان خراسان رضوي در فاجعه منا به 51 نفر رسيد/۱۲ حاجی سبزواری در فاجعه منا آسمانی شدند/دلجویی مسئولین سبزوار از خانواده‌های جانباختگان فاجعه منا/ دعوت فرماندار از مردم برای تشییع باشکوه حاجیان

آيا به جرم عشق مواخذ ه ام مي کنند؟

از قطع‌نامه ٥٩٨ تا عملیات مرصاد

دل‌مویه‌های مادر فرمانده گروهان غواصی پس از ۲۸ سال

برگزاری نخستین گردهمایی منطقه‌ای تخریب‌چیان دفاع مقدس در سبزوار

دل‌مویه‌های مادر فرمانده گروهان غواصی پس از ۲۸ سال

از خود گذشته

طعم شیرین شهادت

سیر فنای فی الله شدن دست و پای مجروح شده سرش نمی شود

نامه‌های تکان‌دهنده شهید ۱۷ ساله به مجله «زن روز»

کبوتر؛ بر اساس خاطرات شهید علی اکبر مزینانی

پذیرش تبلیغات در سربداران نیوز