کد خبر : 6759
Print Print Print
حاشیه نوشت ورزشی

دریا ساختن پیشکش! بگذار تُنگ را پر از آب کنم

چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۳۱

Image title

سربداران نیوز:رضابراتی/هر وقت خلوت می گزینم، فکرهای زیادی به سرم می زند. فکرهایی نو و بدیع که باید خود را آزاد کنم و دوست بدارم همچنان که خدا بنده اش را نوازش می کند، نقشه ها می کشم، دیوارهای بلند نقاشی می کنم، نردبانی می سازم رو به آسمان ابزاری برای پیشرفتم. چند روزی می گذرد کاغذ و قلم را می گیرم ولی دستم به نردبان نمی رود، گویی تمام افکارم برای آزادی بوده و حالا آزادی ام را بدست آورده ام، نمیخواهم ادامه دهم یا تُنگی را پرآب کنم، دریا ساختن پیشکش، جلو پایم را می بینم.

از وقتی فهیدن را یاد گرفتم (هنوز اول راهم) داد می زدم"د بزن گلش کن، چرا پاس نمی دی، هورااااا گل" اما گریه نکردم برای باخت،ساختن را یاد می گرفتم. به قول "سایمون کوپر" خدا کسانی را که می خواهدتنبیه کند، به آنچه می خواهد می رساند.

بازی های آلمان  لهستان، آلمان  هلند همیشه جذاب و دیدنی بوده و خیلی اوقات ناخواسته حرفهیتلر به میان می آمد "واااااای آلمان و هیتلر نابودتون کرد" گوییفوتبال و جنگ با هم عجین شده اند، ما فوتبالی ها هم بعضا غیرمنطقی خطی را کوتاه میکنیم به جای کشیدن خطی بلندتر در کنارش (کنایه از پیشرفت نکردن و خواستار پسرفت حریفمان بودن است). مرد فلسفه نیستم، ولی فوتبال زاده ی همین جنگ است، جنگ بین حقو حق تر، می توانی زندگیت را در همین فوتبال خلاصه کنی، از توپ جمع کن بگیر تارییس ورزش همه شان تجلی بخش قطعه های پازل زندگی من و دنیاس.

از آلمان و لهستان حرف شد، که اگر این دو تیم را ممنوع المقابله می کردیم شاید کتاب "فوتبال علیه سیاست" هم به وجود نمی آمد،دیواری که حرفش را زدم وقتی فرو ریخت "سایمون کوپر" ماجراجویی هایش راآغاز کرد و دید دنیا را نسبت به فوتبال متحول کرد. من هم دیواری ساخته ام، بهگمانم پشت این دیوار پناه گرفته ام و مبارزه می کنم، خود را زندانی کرده ام،تفکراتم را نسبت به تو محدود کرده ام.

کمی به اطرافمان نگاه کنیم! اینجا در این شهر کوچک چه میگذرد؟ راهزنان می آیند و می روند، جوخه ها سر به گریبان شده اند. نمی دانم من آ لمان هستم یا تو لهستان، یا ما لهستان هستیم و آلمان سرتمه سوار؟!

قانون زندگی را کمی سخت گیرانه نوشته اند، وای به حال اینکهجغد شوم بخواهد بر سر من و تو بنشیند. همه اش حرف از اصلاحات است، منظورم یک حذبسیاسی نیست، می خواهم بگویم تا من و تو اصلاح نشویم رییس هم درست نمی شود و دستشباز است. منظورم از رییس، شخص خاصی نیست، این روزها روسا زیاد شده اند، آزاد بودنمن و تو نقطه اوج داستان است، جایی که در انزوا نقشه ها می کشیم، قهرمان می شویم،دوست داشتنی ترمی شویم، سر به راه می شویم. ولی همانجاست که به تو آزادی می دهند،می خواهند مسئول شوی و دست اندرکار خودشان شوی، شاید قهرمان شدن ات را در نطفهبسوزانند، بعد توام می شوی رییس و باز من تنها می مانم.

"رونالدکومان" بعد از اینکه مدعی شد "شیطان دوباره و دوباره هلند و آلمان راروبه روی هم قرار می دهد" من امروز می گویم "شیطان دوباره و دوباره تورا رییس نگه می دارد". رییس همان وکیل مدافع شیطان است اشتباه نکن!"آلپاچینو" هم بازیگر بود شیطان نبود . اداره و مرکز ریاست نداشت، راهراهزنی و آلمان بودن را آموزش می داد. وارد این بازی شدن یعنی اینکه سالها بایدقرامت بدهی، قرامت دلهای شکسته، استعدادهای سوخته، دیوارهای فرو ریخته. تاوان دادناین آخری کمی دشوار است، باید سالها جواب پس بدهی نه به من، به خودت !!! چون دیگرتو باخته ای!

نمی توانم در مقاله هایم اسم شخص بیاورم، از محدودیتش هراسندارم، به نوشته ام که چندین دقیقه برایش وقت گذاشته ام احترام می گذارم.

برای شخص خاصی نمی نویسم، می خواهم من و تو بیدار شویم ازاین خواب شیرین غفلت تا آینده ای بسازیم بس دلنشین که فکرش را در انزوا می کردیم،می خواهم من و تو قهرمان داستان شویم، نردبان ها را بلندتر بسازیم.

اصلا بگذار من آلمان می شوم، اولش پیروز می شوم ولی تو نقشترا خوب بازی کن و به خودت بیا، می دانی استعدادهای سوخته یعنی کوره مذاب مردمشوری؟

می سوزانم تا پاینده باشم در مقابل تو، کمی به خودت بیا مناز غفلت تو می ترسم، غفلت از اینکه چه چیزی را در قلبت نگه می داری، چه چیزی را درفکر می پروانی، مرز بین خوب بودن یک اتفاق نیست، جنگ است، بین تو و خودت، من وخودم. همه اش بازی با کلمات است من با این ها می خواهم تو رو بیدار کنم تا در اینگله به دیدن گرگ عادت نکنی و روزی منتظر دریده شدن خودت باشی.

فیلمی می دیدم که پسرک می خواست کاری را به انجام برساند ودکلمه ای ماندگار را گفت که وصف زندگیِ من و توست:

با خودم تصور می کردم کل دنیا یک دستگاه خیلی بزرگ است،ماشین ها هیچ وقت با قطعات اضافی تحویل داده نمی شوند، می دانی که دقیقا با همانتعداد قطعاتی که نیاز دارند، ساخته می شوند. برای همین با خودم فکر کردم از آنجاکه کل جهان، ماشینی بزرگ است، نمی توانم برایش مثل یک قطعه اضافی باشم! باید دلیلیوجود داشته باشه که من اینجا هستم و این یعنی وجود تو هم در اینجا باید علت خاصیداشته باشد! "ویکتورهوگو "

اگر در زندگی من، آلمان وجود نداشت و لهستان و هلند مقابلشنمی ایستادند، هیچ وقت فوتبال برایم آنقدر جذاب نبود و آخر داستان را به خودت نمیسپاردم.

آخر داستان را من و تو باید رقم بزنیم، اگر خوابت برد، بیدارنشو دیگر گله را گرگ برده، نردبان را شکسته اند، قلم را سوزانده اند و پشت دیوارخود ساخته ات حبس شده ای و بدرود./صدای ملت

 

 


نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
ورزش

اگر اسپانسری برای حضور در لیگ برتر اعلام آمادگی کند تیم هندبال سبزوار معرفی می شود

ورزشکاران جوان سبزواری زندگی نصرااله پهلوان را کاوش کنند!

چشمی:4 تا ابـد برای استقـلال است

دریا ساختن پیشکش! بگذار تُنگ را پر از آب کنم

تجمع غیرقانونی پیشکسوتان در منزل حسن آقا دواچی!

سبزوار قهرمان چهارمین دوره جام هویزه شد

بی وفایی برخی مدیران جوین به وعده های ۶ ماه قبل خود به قهرمان شنای کشور !

رضابیات با نایب قهرمانی در جام بین المللی جهان پهلوان تختی به عضویت تیم ملی در آمد

دیگر به اختلافاتمان با هیئت استان فکر نمی‌کنیم

سبزوار در تب نبود مدیر برنامه محور در ورزش همچنان می سوزد!

تا سال آينده لژيونر نمي‌شوم

سرانـه فضای ورزشی سبزوار پـاسخگوی ورزش کاران نیست

داورزنی: ظریف از تیم ملی والیبال خط نخورده و باید صبور باشد

نبرد‌های دیدنی در هفته نخست لیگ پانزدهم

وقتی کواچ انتقادها را نمی‌پذیرد

حضور افراد متفرقه در میکسدزون ورزشگاه ثامن و ایجاد بی نظمی

بلاتر بار دیگر رئیس فیفا شد

پاکیائو مصدوم بوده/ شکایت از مشت‌زن فیلیپینی

پیروزی مقتدارانه هندبال ثامن الحجج(ع) سبزوار بر منیزیم فردوس

توقف بارسامقابل دپور درشب خداحافظی ژاوی

جشنواره گل بی حاصل رئال برابر ختافه

پذیرش تبلیغات در سربداران نیوز