کد خبر : 6659
Print Print Print
دلکم دلبرکم دلبر با نمکم ...

در وصف مولانا و مقتدانا شیخ محمد علی طالبی "کثره الله محاسنه"

پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۴:۰۶

مورخین می گویند چون زیر پای خواجه حسین مقصودی"رضی الله عنه"خالی شدچشم واکرد و دید رئیس بلدیه ی دیار بیهق گشته. گویند چون شورا به ایشان رای اعتماد بدادتا بلدیه یک نفس دوید!!

Image title

سربداران نیوز/ابوالفضل لعل بهادر:آن شیفته علم،آن خزانه ی حلم،آن کمال بزرگی،آن نهایت سترگی،

آن که داردآیینه سکندری،آن عاشق خاندان دلبری

آن اهل اصلاح ،آن انگشت نمای چپ و راست،

آن معاندخلیج عرب ،آن کس که نیست از بیخ عرب ،

آن یارجانی،آن غیر باخبر از اسرار نهائی

شیخاناو مولانا دکتر محمدعلی طالبی "اعلی الله مقامه"

شکرخدا دکترا از سودان داشت نه از کردان و در چند دانشگاه استاد بود و امثال او زیاد!

مورخین می گویند چون زیر پای خواجه حسین مقصودی"رضی الله عنه"خالی شدچشم واکرد و دید رئیس بلدیه ی دیار بیهق گشته.

گویند چون شورا به ایشان رای اعتماد بدادتا بلدیه یک نفس دوید!!

اورا گفتند جمعی از مریدان که یاشیخ به شتاب چرا خویشتن دوانی وپای افرار درانی؟

که این که کردی تا چهار سال بیش نماند.گفت:

حفظه الله -البته بماند اما ترسم تا بدان رسم خود نمانم و گوینداین همه اشتیاق از برای خدمت به خلق بود و عده ای گویند تاب فراق میز را نداشت.

"الله و اعلم"

روزی مریدان وی گرد او جمع شدندو گفتند یا شیخ این میز چگونه یافتی؟!فرمود به چله نشینی!

گوینددر دوران صدرات بر بلدیه چشم چپش از سو افتاده بودو بیشتر با چشم راستش روزگار می گذراند ازهمین رو بود که قاسمین دارینی و سهیلی را به ریاست دفتر چهل برگش وآن یکی را بر دفتر تبلیغاتی اش گمارد.

نقل است شیخ قاسم حسینی زاده"کثره الله محاسنه"به وقت برگزیدن شیخ بر صدر بلدیه از مخالفان سر سخت وی بود که البته فی الحال یکی از عاشقان سینه چاک اوست که یکی از کرامات شیخ مابعد از عمری فعالیت در شانه ی چپ است!!!

مورخان ریاست این مرد-حفظه الله -به دویم بار،سبب آن گفته اند که شامگاهی برکناره ی حصار بلدیه ی سبزوار می گذشت و حالی اورا در دل افتاده که"ما را بسی برنامه و طرح در این مکان مانده باشد نیمه کاره"در کارتابل"بودآیا که در میکده هابگشایند".

در حالی که هز خود بیخود شده بود ازقضا دستی گریبانش بگرفت که:"یا محمدعلی!اینک خلعت ریاست بلدیه در پوش"و ایشان بشکنی بزد و بی درنگ پوشید...

وبسیار سخن ها گفت که در هیچ کتیبه ای نوشته نیست حتی در کاوش های تپه های دامغانیه!

و وعده های بسیار داد چون سرمایه گذار و اتاق شیشه ای و پول حلال و شیب،بام،جنگل،کوه...

که مشابه آن در قوطی هیچ شریفانی یافت نمی شد.

وکس بدین اختصار و بلاغت سخن نگفت که او گفت-ادام الله رفعته-از جمله:چپ ها برخلاف راست ها که پشت میز می نشیننداز راست ها بیشتر خم می شوندو مدام این بیت شعر را برایدوستان اصول گرا در مدح مریدش زمزمه می کرد:"دلکم دلبرکم دلبر با نمکم"و قس علی هذه...

ولیک در جمع اعتدالیون این بیت را زمزمه می نمود:"دلبرم دلبرخانه خرابم کرد"و این چنین دو سال بر صندلی بلدیه جلوس نموده است.

روزی مولاناطالبی خواجه شیخ حسین مقصودی"رضی الله عنه"را سوار بر مرکب پزوق پرشیا بدید و او را فرمود:"یا شیخ!تو را به حرمت تراکم فروشی قسم با من بگو چگونه به این مرتبت رسیدی؟

فرمودبا همان که بدان قسم خوردی..."

وشاعران بسیار مدح او گفته اند:

تراکم گر ندادی ناز شصتت       اداره کردن شهر کار سخت است

نقل است که شبی از جماعت سگان را بر او بستند و گفتندیا شیخ!ما چه هیزم تری به تو فروخته ایم که این گونه سازمان پسماند قصد جان ما کرده مگر فرق ما با سگ اصحاب کهف در چیست؟

برو شرم کن که وفای ما بیشتر از بعضی مردمان امروز است؟

به ناگاه اشک در چشمان شیخ محمد علی حلقه زد و فرمود:"ای سگان قسم به وفای شما نیتی جز رهایی حضرات از این زندگی"سگی"ندارم!!!"

نیک مردا که او بود...

از وی پرسیدند:"عجایب چه دیدی؟"گفت:"عجایب عظیم بدیدم.

از جمله شیخ قاسم حسینی زاده ،شیخ علی ارغیانی،شیخ حسین کارگری،شیخ فوجی،شیخ مهدی مقصودی،شیخ اسدالله ،وشیخ قلعه نویی و هر کدام این ها به قدر ابوالهول عجیب بودند."

نقل است چون خواست وفات کند شیخ دولت آبادی،مولانا مهدی نایبی و شیخ الرئیس محمدباقری و چند تن از حکما و مشایخ آنجا بودندو چون تمام آنان وفات نمودند،هیچکس حکایت فوت شیخ را ندانست.

منبع:هزاردستان

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
پذیرش تبلیغات در سربداران نیوز